هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

518

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

رسول خدا ، بجانم سوگند كه اين منبر پدر تست نه منبر پدرم و سكوت بر انبوه جمعيتى كه در اطراف منبر گرد آمده‌اند ، حكمفرما مىشود و به ياد رسول خدا و روزهايى مىافتند كه او را روى شانهء راست و برادرش حسين را بر شانهء چپ مىگذاشت و روزى را بخاطر مىآورند كه پيامبر به سجده رفته بود و او سر رسيد و روى شانه‌اش و گرده‌اش نشست و روزى را به ياد مىآوردند كه پيامبر در حال ركوع بود و او سر رسيد پيامبر پاهايش را از هم باز كرد تا از آن رد شود و يا روزى را بخاطر آوردند كه به پيامبر گفته شد : اى رسول خدا تو با حسن كارى را مىكنى كه با هيچ كس ديگر نكرده‌اى و نمىكنى به ايشان فرمود : او در دانهء من در اين دنياست . و همه آن صحنه‌ها و روزهايى را كه رسول خدا ( ص ) بود ، به خاطر آوردند و خود را در ميان انبوهى از خاطره‌ها و يادهايى يافتند كه تلخى آنها همه شادىها و مسرتشان را پوشاند .